
عکس.ن: کاش پیش از هر تماشایی به پایان میرسیدم...
فقط دو روز فرصت گشت و گذار در نمایشگاه داشتم و لیست خرید هم به چه بلند بالایی با خودم قرار گذاشتم توی این دو روز عکاسی ممنوع! تا مبادا وقت کم بیارم و مقصود اصلی سفر حاصل نشه.
روز اول رو بدون دوربین تشریف بردم نمایشگاه، از اونجایی که "ترک عادت موجب مرضه" تا ساعت 3 بعدازظهر بیشتر دووم نیاوردم بسکه سوژههای ناب دیدم و دلم ضعف رفت واسه عکاسی.
روز دوم یارِ غارمان را به همراه بردیم و از اول صبح تا وقتی که بیرونمان نکردند گشتیم و دیدیم و خریدیم و از روی عادت ثبت کردیم این لحظه را.

عکس.ن: هر دو غرقاند اما این کجا و آن کجا

عکس.ن: آمدید و آسمانِ ابری شهر با تمام بغضش وقتی چشمهای غرق باران را دید شرم کرد از باریدن. راستی این شانههای غمگین با کدام توان به پیشوازتان میآید و با کدام توان به مشایعت؟
سبکبارتر از شما مسافری نیست
استخوانهایی سپید و سبک دارید و بس
پلاکهایتان را هم به یادگار میگذارید...
هر بار
ماییم و شرمی سنگینتر
شما کم کم پیدا میشوید
ما کم
کم
گم...
مابقی عکسها

| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | >> |
